لودويگ ويتگنشتاين

لودويگ ويتگنشتاين

‌ ‌لودويگ ويتگنشتاين در ‌‌26‌ ‌آوريل ‌1889‌ ‌متولد شد وي هشتمين فرزند خانواده‌اي متمول بود، پدرش ثروتمند‌ترين و پر‌ ‌قدرت‌ترين صاحبان فولاد در اتريش بود و مادرش عضو خانواده‌ ‌كالموس بود . در كليساي كاتوليك غسل‌ ‌تعميد داده شد ولي سه چهارم تبار وي يهودي بودند كه بعضي شان پروتستان شده بودند با‌ ‌اين حال مادرش كاتوليك بود . در دوران حكومت حزب نازي در اتريش خانواده يهودي او‌ ‌برايش دردسر ساز شده بود. ‌ ‌او تا سال 1903 به تحصيل در خانه پرداخت و چون با زبان يوناني‌‌ ‌آشنايي نداشت در دبيرستانGymnasium ‌ ‌پذيرفته نشد و به دبيرستان در لينتس فرستاده شد ، يعني جايي‌ ‌كه آدولف هيتلر تحصيل مي‌كرد و در 1904-1905 يعني زماني كه هر دو سنين نوجواني را‌‌ ‌سپري مي كردند هم مدرسه شدند. او در اين دوران علاقه زيادي به فيزيك داشت .در‌ ‌دوره‌ ‌دبيرستان‌ ‌كتاب‌ ‌اصول مكانيك‌ ‌نوشته‌‌هرتس و كتاب‌ ‌مسائل جنسي و اخلاق‌ ‌نوشته ‌واينينگر را مي‌خواند.‌
‌از چهار برادر لودويگ سه تن خودكشي‌ ‌كردند و او نيز دوران افسردگي را مي‌گذراند، در سال 1904 بزرگ‌ترين برادرش در‌‌ ‌هاوانا خودكشي مي‌كند و در پي آن خبر خودكشي برادر ديگرش در برلين مي‌آيد، بعدها در‌ ‌سال 1918 در پايان جنگ جهاني اول يك برادر ديگرش هم خودكشي مي‌كند.پاول كوچكترين‌‌ ‌برادر او در نوازندگي پيانو شهرت جهاني داشت كه در جنگ جهاني اول يك دستش را از‌ ‌دست داد. ‌‌ويتگنشتاين به علت سابقه خانوادگي به‌ ‌ماشين آلات علاقه عجيبي پيدا كرد، و همين مسئله الگوي تحصيلاتش قرار گرفت.‌ ‌ويتگنشتاين دانشجوي مهندس مكانيك شد و در نوزده سالگي براي تحقيق در مهندسي‌ ‌هوانوردي به دانشگاه منچستر در انگلستان رفت و به مدت سه سال در اين دانشگاه به‌ ‌تحصيل پرداخت ، در آنجا شيفته مسائل فلسفي درباره بنياد رياضيات شد.در پي آن كتاب‌ ‌اصول رياضيات برتراند راسل را خواند . پس از آ به توصيهفرگه براي مطالعه ‌‌ ‌فلسفه زير نظر راسل راهي كمبريج شد .راسل در اين باره مي گويد: “آشنايي با‌ ‌ويتگنشتاين يكي از مهيج ترين ماجراهاي زندگي من بود .” ديري نگذشت كه ويتگنشتاين‌ ‌دست به تصنيف كارهاي ابتكاري و بديعي زد كه از آن زمان تا امروز بسياري كسان بر اين‌ ‌نظر بوده‌اند كه محصول نبوغ اوست. ‌ ‌در سال 1914 با آغاز جنگ جهاني اول به‌‌ ‌طور داوطلب به ارتش اتريش-مجارستان مي‌پيندد در محل خدمتش زخمي مي‌شود و به درخواست‌ ‌خودش در توپخانه فعاليت مي‌كند و در سال 1916 به خط مقدم جنگ با روسيه اعزام‌ ‌مي‌گردد و افتخارات زيادي كسب مي‌كند، در اين دوران همواره در دفترچه يادداشت‌اش‌ ‌نظريات فلسفي و مذهبي خود را انعكاس مي‌دهد . در سال 1918 در نبرد نزديكي ايتاليا‌‌ ‌نشان افتخار نظامي با شمششير به او اهدا مي‌شود. در همان سال وي به اسارت‌ ‌ايتاليايي‌ها در مي‌آيد و تا اوت 1919 دوران اسارت را مي‌گذراند و در سال ‌‌1920 ‌اولين شغل آموزگاريش را در تراترباخ اتريش جنوبي مي گيرد. ‌ ‌و يتگنشتاين در 1918رساله‌ ‌را به‌ ‌زبان آلماني به پايان ‌رساند ،اين كتاب تنها اثر اوست كه در دوران حياتش به چاپ‌ ‌رسيد، نام كامل آن،‌ ‌رساله منطقي فلسفي‌ ‌بود كه به نام كوتاه‌ ‌رساله‌ ‌از‌ ‌آن ياد مي‌شود و نخستين بار در 1921در اتريش منتشر شد .وي پس از اتمام آن باور‌ ‌داشت كه اين كتاب همه مسائل معطل مانده فلسفه را حل كرده است وبه همين دليل از‌ ‌فلسفه روي بر گرداند و به كارهاي ديگر پرداخت . رساله بدون ترديد يكي از‌‌ ‌تاثيرگذار‌ترين آثار فلسفي در قرن بيستم بوده است تا جايي كه كتاب مقدس حلقه وين‌ ‌شد . اما درست در همان سالهايي كه‌ ‌رساله‌ ‌چنين تاثير عظيمي كسب مي‌كرد، خود‌ ‌ويتگنشتاين روز به روز از آن ناخرسند‌تر مي‌شد و سر انجام به جايي رسيد كه معتقد شد‌ ‌بنياد آن بر خطاست و در نتيجه، فلسفه يكسره جديدي به وجود آورد و فلسفه گذشته خود‌ ‌را مردود شمرد . سپس با نارضايتي مجددا به دنياي فلسفه كمبريج بازگشت ، و تا در‌ ‌گذشتش در 1951در آنجا ماند.
‌پژوهش هاي فلسفي ديگر اثر اوست كه‌ ‌دو سال پس از مرگ وي در سال 1953 منتشر شد‌
‌به رغم تفاوت اساسي نظرات او در‌ ‌رساله‌ ‌و‌ ‌پژوهش‌ها‌ ‌و گسستي كه ميان دو فلسفه‌اش وجود دارد اما نبايد‌ ‌پاره‌اي پيوستگي‌ها در انديشه او را ناديده گرفت.‌ ‌لودويگ ويتگنشتاين در حدود دوازده هزار صفحه‌ ‌دستنوشته و هشت هزار صفحه از خود باقي گذاشت كه از آنها به “ ميراث” ياد مي‌شود.‌ ‌بيشتر نوشته‌هاي او در دو سال آخر عمرش‌ ‌بر اساس موضوع تفكيك شده و در اين كتابها منتشر شدهاند‌:
‌درباب يقين؛‌ ‌ آكسفورد1969 (اين‌‌ ‌كتاب حاوي آخرين آراي معرفت شناختي ويتگنشتاين است كه در 676 يادداشت كوتاه و حك و‌‌ ‌اصلاح نشده به ايده ‌ معرفت ‌شناسي و نقد تفصيلي شكاكيت “ج.ا.مور” مي‌پردازد.‌ )‌،‌ ‌درباره رنگها؛‌ ‌ آكسفورد 1977 ، جلد دوم‌‌ ‌آخرين يادداشتها درباره فلسفه‌ ‌روانشناسي؛‌ ‌ آكسفورد. ‌‌1992 ديگر آثار وي عبارتند از: ‌ ‌كتاب‌هاي‌ ‌آبي و قهوه‌اي؛‌ ‌ آكسفورد 1958 ،‌‌ ‌برگه‌ها؛‌ ‌ مجموعه‌اي است از يادداشتهاي‌ ‌وي از 1931 تا 1948 كه عمدتا مربوط به 3سال آخر اين دوره است و ويتگنشتاين خود‌‌ ‌آنها را مرتب نموده بود.‌

Share this post

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *